نکات مثبت هر روز

تا وقتی خدا هست امید هم هست

نکات مثبت هر روز

تا وقتی خدا هست امید هم هست

آخرین نظرات

۳۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

۱. وااااااااای رفتم نخودکو دیدم .. چق گردالوووووئههههه .. شبیه کوفته تبریزی بود:دی.. دساشم عه دم صورتش پایین نمی آورد گریه میکرد لبو میشد:دی [چق مامان شدن پروسه پیچیده ای داره! ینی صد در صد بنظرم لازم هر خانومی قبل حامله شدن وضع یه زائو رو ببینه که قشنگ بفمه چی میشه]

۲. چیپس و ماس موسیر

۳. فمیدم رامون پش بالشتمو دوس داره 

پشمآلِ پشمآلو
۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۳۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

۱. لباس گوگولی برا نی نی خریدم [اسمش شد محمدامین]

۲. با یه آقایی آشنا شدم که کر و لال بود ولی این جلوشو نگرفته بود و حتی تل جواب میداد با اون شرایط و تو اسنپم کار میکرد

۳. بوی پیاز سرخ کرده

پشمآلِ پشمآلو
۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۳:۳۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

۱. عزیزززززززم.. نی نی جاری جان پقی امرو به دنیا اومد:دی .. مچاله بی ریییییییخ:دی♥ [من که میگم چون تو ماه رمضون به دنیا اومده اسمشو بذارن مش رمضون:)) ]

۲. ژیلت نو گلیست از گل های بهشت

۳. رفتیم با خانواده افطاری دورهمی نیوشا که یوهو دیدیم تولد بالا دستی خواهرجانه و سوپ ریزش دارن میکنن و ما هم این وسط یه نون و کیک تولدی نصیبمون شد:دی

پشمآلِ پشمآلو
۲۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۲۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

۱. میگه برو مغازه امانتی داری بگیر .. رفتم میبینم خودش کادو شده اون وسط نشسته. . خل و چل من:دی:*

۲. اولین روزه خیلی خوب و راحت و با انرژی گرفته شد

۳. کل اتاقمون جم و جور شد دلم وا شد

پشمآلِ پشمآلو
۲۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۱۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

۱. پشمال و درخت شاتوتش + اکتشاف پارک ساعی [- کی بود دلش بغل میخواس؟کــــــــــی؟:-" :دی + من؟! نـــــــــه:-"]

۲. خوشگل شدم + حس میکنم پوستمم بهتر شده [از این آرایشگره راضیم]

۳. رامون ورداشته دکوراسیون خونشو عوض کرده پر ازین نرمولکیا که باش عروسک پر میکنی کرده:دی

پشمآلِ پشمآلو
۲۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۴:۳۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

۱. برا اولین بار کوکوی سیب زمینی با قارچ درس کردم و مزشو دوس داشتم

۲. یه متقاضی وسط کارش یهو گف وای خانوم شما چق مهربونید :تعریف از خود:لپا قرمز

۳. شوهری خیلی دوستت دارم ♥

پشمآلِ پشمآلو
۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۵:۳۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

۱. دو ساعت پیاده روی کردم تا محل کار شوهری و یه ساعتشو به هیچی فک نکردم و تو لحظه زندگی کردم با مغزی خالی از هر فکر و دغدغه ای و عالی بود [آسمون ابری بود و میزان آفتاب دقیقا بر وفق مراد من + درختا تو باد تکون میخوردن و من لذت میبردم از برگاشون که مث سکه های برق برقی تو باد تکون میخورد و خش خش صدا میداد و بوی دار و درخت و چمن بود که میپیچید تو هوا + هی میخواستم از درختا توت بچینم که قدم نمیرسید و اون پایینیا رو همه خورده بودن بعد من هی به شوهری پیام میدادم ناله میکردم که آره تو که دکل برق منی برا من توت نچینی چه فایده؟ که ناگهان پشمال بود و درخت شاتوتی بود پر و شاخه هایی همه پایین و چنین بود که خداوند همچنان پشمال را دوست میدارد:دی]

۲. قوی شدم:پش بازو

۳. خونه زندگیو رسیدم جم و جور کنم و شام کباب کوبیده خوشمزه بذارم

پشمآلِ پشمآلو
۲۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۳۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳ نظر