نکات مثبت هر روز

تا وقتی خدا هست امید هم هست

نکات مثبت هر روز

تا وقتی خدا هست امید هم هست

آخرین نظرات

۱. Bonding time [میسد یو هانی ♥] + کل مغازه رو با شوهری و برادر شوهر جان تمیز کردیم جیگرم حال اومد + عیدی گرفتم از برادرشوهر جان + کوبیده نگینی

۲. کتاب "پدر پولدار،پدر بی پول" نوشته "رابرت کیوساکی" رو شروع کردم و تو همو مقدمش میتونم بهتون بگم حتما بخونیدش و حتما بدید بچه هاتون بخونن تا مسیر زندگیشون هنو شکل اصلیشو نگرفته [ذهن پدر و مادرا رو باز تر میکنه بنظرم اگه بدون تعصب بخونن]

۳. رامون لپاشو پر کرده پوشال میبره تو خونش. . تپل شده بعد با اون لپاش وامیسه رو دیوار منو نگاه میکنه:دی [بش میگم افعی من:)) ]

پشمآلِ پشمآلو
۰۵ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۱۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

۱. دریاچه نمک قم ـم دیدیم [بعد نمیدونم فقط نمک بود یا آب هم داشت ولی از دور یه سفیدی خیلی قشنگی داشت یه حس خیلی خوبی داشت] + بالاخره خونه 

۲. راجع به رامون به یه نظریه رسیدم که تو خواب راه میره:)) .. خواب بود بعد دیدم رفته تو خونش داره غذا میخوره با چش بسته:)) [تازه جدیدا دیگه مچاله کمتر میخوابه .. بضی وقتا مث ما به بغل یا طاق باز میخوابه:)) .. خیلی جیگره قوبونش برم ♥ عزیزدل مامانه با اون چشای گرد مشکیش♥]

۳. خداروشکر فلن طبق برنامه هام دارم پیش میرم

پشمآلِ پشمآلو
۰۴ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۱۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

۱. باغ دولت آباد رفتیم .. بافت تاریخی رفتیم .. چیلیک چیلیک برا خودمون پیکچر تهیه نمودیم:دی

۲. انقد کارای هنری و دست ساز و نقاشی دیدیم کلی motivate شدم .. کارایی مث نقاشی [رو بوم با رنگ روغن اینا یا فق یه اسکچ ساده] یا نقاشی رو شیشه یا کار کردن رو یه گیوه ساده و انداختن طرح انار و حوض ماهی قرمز یا دس بند درس کردن .. انشاالله این حس خوب امروز یادم بمونه و کلی تا اخر امسال کارای قشنگ انجام بدم ^.^

۳. دادیم آقای نقاش یه نقاشی ساده و سریع از خانوادمون کشید + سوغاتیامم کامل گرفتم

پشمآلِ پشمآلو
۰۳ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۲۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

۱. رفتیم کویر و کلی خوش گذشت .. ینی هرکی کویرو نبینه عمرش بر باد [پول تور ـم نمیخواد بدید با ده تومن کلشو خودتون میتونید ببینید] + دم غروب آسمون هزار رنگ شد این یه نمونش کلیک + رامونم بردیم حال کنه همش خواب بود :دی اینم رامون .. خدایی خوش گذشت

۲. تونستم گم بشم بی تکنولوژی [هموجو که دوس داشتم]

۳. چلو قفقازی

پشمآلِ پشمآلو
۰۲ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

۱. آقا یه بستنی خوردیم مشــــتی [وااااقعا خوشمزه بود و مزش با مزه بستنیای تهران فرق داشت]

۲. انقد عکس گرفتیم خودمونو ترکوندیم.. ینی من اصن ادم خیلی سلفی اندازی نیسم ولی این یزد خیلی قشنگه [روزاش گرمه.. ولی شباش هوا خیلی عشقه]

۳. سوغاتی خریدم بعد توش یه عروسک سیبیلو ام هس شبیه دایی جانه:))

پشمآلِ پشمآلو
۰۲ فروردين ۹۷ ، ۰۱:۰۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

۱. درست چند دقیقه قبل سال تحویل رسیدیم یزد و دور هم بودیم سال تحویلو [عید همگی مبارک]+ خوشالم رامونو اوردم زیستگاهش کویر [اگه شرایطش باشه شاید بردمش یکم تو کویر راه رفت]

۲. انقد خوابیدم که فک کنم تا یه سال کمبود خوابم جبران شد:دی

۳. پریز بغل تختاش داره:دی

پشمآلِ پشمآلو
۲۹ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۴۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

۱. وااااای شوهری گف ساعته رو بردار دادم بندشو کوتا کرد .. واکردم دیدم عــــــــــه ساعت خریده برااااام^_^ .. رفته جفت همو ساعتی که برا تولدش براش خریدم برام پیدا کرده ^_^ .. قربونت برم من خو رمانتیک مــــــــن ^_^

۲. رفتم دم مغازه دایی + رفتم ارایشگاه با مادرشوهر جان + با شوهری پیش محمدرضا بودیم

۳. بار و بندیل سفرمو بستم

پشمآلِ پشمآلو
۲۹ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۲۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر